|
اخلاق اسلامی:1- جلسه پنجم بسم الله الرحمن الرحیم
چندین جلسه است که درباره آن مسائل اساسی و اصولی که برای سالک الی الله ضرورت دارد، که از آنها اجتناب کند که اگر از آنها اجتناب نکند، سلوک، معنایی نخواهد داشت، صحبت نموده ایم. این مطالب، طبق برداشتی است که از آیات قرآن، روایات، و بیانات علمای اخلاق داشته ایم که البته بیانات علمای اخلاق هم با برداشت از آیات و روایات است. در جلسه گذشته به بیان و توضیح برخی از جلوات، بروزات و ظهورات مهم و چشمگیر هوای نفس پرداختیم و چند مورد از آنها را عرض کردیم و در این جلسه به بقیه آنها می پردازیم.
از جمله ی صورتهای هوای نفس در انسان، مسئله بخل است. برای سالک الی الله، اجتناب از بخل، یک مسئله ضروری است، چرا که بخل، از ظهورات خیلی مهلک و خطرناک هوای نفس می باشد. بخل به این معناست که هر کسی به هر اندازه ای که از امکانات مالی برخوردار است، در مواردی که باید صرف مال کند، و از اموال خود، خرج کند، این کار را نکند. بخل از جلوات روشن هواست. اگر خودتان دقت کنید، می بینید که بخل، علاوه بر اینکه جلوه ای از هوای نفس است، از جلوات خطرناک هوا نیز می باشد و این نیازی به توضیح ندارد. البته باید به این نکته توجه داشت که هر کسی در حد امکانات مالی خودش، در مواردی که باید از اموال خود خرج کند، خرج نکند، بخل ورزیده اما در مقابل، خرج بی حساب هم که اسراف نامیده می شود نیز مذموم است. نه بخل، صفت خوبی است و نه اسراف که یک انحراف در وجود سالک الی الله می باشد. آیات و روایاتی که در مذمت بخل، بیان شده زیاد است که البته ما از باب نمونه به یک مورد از این آیات و یک بیان از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم اشاره می نماییم. آیه سی و هفتم از سوره نساء در ذم بخل می فرماید: الَّذينَ يَبْخَلُونَ وَ يَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَ يَكْتُمُونَ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِه در ذیل آیه قبل می فرماید: خدا مختال فخور را دوست ندارد، مختال، یعنی خیال زده و شخصی که به خیال فوق العاده گرفتار است، تعبیر قرآن به کلمه مُختال، برای اهل ذوق، معانی و حساب دقیقی دارد.
در ذیل آیه قبل فرمود، خدا مختال فخور را دوست ندارد. معنی دوست نداشتن و دوست داشتن خدا را که قبلاً عرض کردیم و دوباره عرض می کنیم. دوست داشتن و دوست نداشتن خدا، با دوست داشتن و دوست نداشتنی که در انسانها است که عبارت از تحولات و حالاتی است تفاوت دارد، زیرا خداوند از تحولات و حالات، مُبَرّا است. دوست داشتنی که درباره خدا گفته می شود، همان معنای اصلی دوست داشتن است که عبارت است از حجاب و فاصله را کم کردن و از میان برداشتن و به سوی خود راه دادن و به قرب خود پذیرفتن و به عالم جمع، وارد کردن. هر جا که در قرآن، عباراتی نظیر: یحب الصابرین و یحب المحسنین و امثال اینها آمده است، یحب به این معناست که خدا آنها را به سوی خود، راه می دهد. در جاهایی هم که عبارت ان الله لا یحب آمده است، به این معناست که که آن افرادی را که دوست ندارد، نمی گذارد که آنها در مسیر حرکت به سوی خدا پیش بروند، دوست ندارد یعنی حجابها را بر نمی دارد و فاصله ها را کم نمی کند و به جوار خود، راه نمیدهد، این معنای لا یحب می باشد. این آیه هم از مواردی است که کلمه لا یحب آمده است، و به این تعبیر آمده که: اِنَّ اللهَ لا یُحِبُ کُلَّ مُختالٍ فَخُور خداوند، هر خیال زده مباهات کننده را دوست ندارد و به سوی خود، راه نمی دهد. بعد در توضیح مختال فخور می فرماید: الَّذينَ يَبْخَلُونَ وَ يَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْل آنهایی که بخل می ورزند و علاوه بر این، دیگران را نیز توصیه و امر به بخل می نمایند. افراد بخیل، علاوه بر اینکه خودشان اهل بخشش نیستند، بلکه اگر کسی از دوستان و آشنایان و همسایگان آنها در مواردی که رضای حق در آن است، از اموال خود، گذشت کند، آنها را نصیحت می کنند تا مانع از بخشش آنها شوند. این صفت بخل است.
اینها مختال هستند و به قول مثنوی گرفتار حالتی هستند که اسباب بلا و گرفتاری خود را محکم نگه داشته اند. اگر کسی در نظام وجود، دقت نموده، و فکر کند که هستی چیست، انسان چیست، از کجا آمده و به کجا می رود و مقصد و هدف ما چیست؟ و به پاسخ این سوالات، آن طور که قرآن می گوید، برسد، اگر چه به درجه نازل تری از فهم برسد، بعد از این ها باید نگاهی به انسانهای بخل ورز کند، که چگونه محصور در خیالات هستند و در آنچه که مایه گرفتاری آنها است، گرفتار هستند و سعی در تثبیت آن نیز دارند. آدم بخیلی که بخل می ورزد، می تواند رضای خدا را با آنچه که در اختیار دارد به دست آورد ولی این کار را نمی کند، بلکه همان اموال و ثروت و تعلقات که موجب گرفتاری خود اوست را محکم نگاه داشته است. مثنوی می گوید: زر و نقره چیست تا مفتون شوی چیست صورت تا چنین مجنون شوی این سرا و باغ تو زندان توست ملک و مال تو بلای جان توست واقعاً هم زندان است، یعنی اگر انسان از این تعلقات، خلاص نشود، کاملاً در زندان است، ما الان در زندان هستیم، یعنی اگر خواستید برای کسی دلسوزی کنید، امثال خودمان، مستحق دلسوزی هستیم، زیرا مظلوم تر از انسان محبوس در این لجن، چیزی به نظر نمی آید. اینکه در روایات، شنیده اید که گفته اند، الدنیا سِجنُ المُومِن به همین دلیل است، زیرا دنیا زندانی است که تصور حقیقت آن تا زمانی که ما در این دنیا هستیم و از آن آزاد نشده ایم، برای ما امکان ندارد.
ممکن است که شنیده باشد که گفته اند، اکثر انسانها در آخر الزمان، مسخ می شوند به طور قاطع نمی گوییم که معنای مسخ، این است که عرض می کنیم که البته در مثنوی هم این گونه بیان شده است اما احتمال دارد که این معنی در کلماتی که از حضرات معصومین سلام الله علیهم اجمعین درباره مسخ شدن اکثر انسانها در آخر الزمان وارد شده، مقصود باشد. چه مسخی بالاتر از این است که انسان، صورت اصلی و موجودیت و موقعیت وجودی خود را آن چنان فراموش کند که به این محبس(دنیا) این قدر عشق بورزد و چنان مسخ شود که هیچ یاد و خبری از آن عوالم و موطن اصلی و کمالات وجودی خودش در دلش باقی نمانده باشد. انسانی که در یک محبس فوق العاده تاریک و ظلمانی و در مضیق و تنگنای شدیدی افتاده و سعی در تثبیت آن نیز می کند، در حقیقت، مسخ شده است. شما با ملاحظه ای در افرادی نظیر ما که البته آنهایی که از ابعاد مختلف، مسخ شده و چهره انسانی خود را از دست داده اند مورد نظر ما نیستند، می بینید که ما هم از این مسخ، بی بهره نیستیم، آن جماعت را که ایزد مسخ کرد آیت تصویرشان را نسخ کرد روح می بردت سوی چرخ برین سوی آب و گل شدی در اسفلین خویشتن را مسخ کردی زین سفول زان وجودی که بُد آن رشک عقول مسخ کردی زین سفول یعنی مفتون شدن به زر و نقره و امثال اینها که گفتیم این مسخ بودن، در انسان بخیل، کاملاً متجلی است. پس بتر (بدتر) زین مسخ کردن چون بُوَد پیش آن مسخ این به غایت دون بود کسی که صورتش عوض می شود و به صورت یک بهیمه (حیوان) در می آید و کسی که این مسخ درونی و وجودی و باطنی در او واقع می شود، خیلی بدتر از آن مسخ اول است. چون انسان صورت اصلی خودش را در حقیقت امر و در باطن، از دست داده است. اسب همت سوی آخور تاختی آدم مسجود را نشناختی آخر آدم زاده ای ای ناخلف چند پنداری تو پستی را شرف الَّذينَ يَبْخَلُونَ وَ يَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْل آیا می دانید که مختال فخور، چه کسانی هستند، آنهایی که بخل می ورزند و دیگران را هم به این فضیلت و برتری که دارند، دعوت می کنند! وَ يَكْتُمُونَ ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِه گاهی مرض بخل، آن چنان دامن گیر آنها می شود که از ترس اینکه مبادا کسی اصرار کند و دیناری که در دست دارد را از او بگیرد، امکانات مالی خود را کتمان هم می کند. حتی برای این کتمان، آن چنان گریه می کند که اگر شخصی آنها را ببیند، می خواهد به آنها کمک کند. این، مرض است، جلوه هواست، مهلک است و سالک باید هوشیار باشد و از کم و بیش این مسئله اجتناب کند.
روایاتی هم از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم بخوانم، قال رسول الله صلی الله علیه و آله: الشُّحُ وَ الایمان لا یجتمعان فی قلبٍ واحدٍ (شُح به معنای بخل است) فرمود: بخل و ایمان در یک قلب، جمع نمی شود، مومن دارای شُح نمی شود، دارای طمع نمی شود، اگر طمع باشد، ایمان می رود و وقتی که ایمان برود، دیگر سلوک الی الله جایی پیدا نمی کند. این روایت در جامع السعادات، جلد دوم صفحه 110 بیان شده است.
گفتیم که ضد حالت بخل که کمال است و انسان باید این صفت را دارا باشد، جود و سخا، نامیده می شود و سالک الی الله باید جواد و سخی باشد، یعنی از آنچه که دارد، در جایی که باید خرج کند و در جایی که رضای حق است، خرج کند، آن هم نه به صورت اکراه درونی و به ظاهر و به زور، خودش را وادار به بخشش کند، بلکه باید این کار را با طیب نفس، خوشی و سرور قلبی انجام دهد. زمانی، درهم یا دیناری در دست حضرت علی سلام الله علیه بود، حضرت، نگاهی به این درهم یا دینار انداخت و فرمود: راحتی من در کنار رفتن توست(شبیه این بیان را فرمودند) سالک باید نسبت به چیزهایی که دارد، این چنین باشد.
در خصوص جود و سخا، آیات و روایات و بیانات وارده، زیاد است. ما ترس داریم از اینکه اینهایی که می گوییم را بر خود تطبیق ندهیم، اما سربسته بگویم که ما به نوعی به تک تک اینها طبق درجه خودمان گرفتار هستیم. پس باید از بخل اجتناب کرد و در تحصیل جود و سخا همت کرد. داستانهایی در باره جود و سخای سالکین گفته شده که نمی گوییم و اکتفا می کنیم به یک روایت از رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که از بین ده ها روایت که در تعریف جود و سخا برای بنده خدا وارد شده است. این روایت در کتاب جامع السعادات، جلد دوم، صفحه112 و 113 آمده است: در این روایت می فرماید: ما جَعَلَ اللهَ اَولیائَهُ الا عَلیَ السَّخاء وَ حُسنِ الخُلق رسول الله فرمود: خدا اولیای خودش را قرار نداده مگر بر روی سخا و حُسن خُلق در حدیث دیگری، رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: اِنَّ السَّخیَّ قَریبٌ مِنَ اللهِ انسان سخی به خدا نزدیک است، قَریبٌ مِنَ النّاسِ به مردم نزدیک است، قَریبٌ مِنَ الجَنّة به بهشت هم نزدیک است. و قال صلی الله علیه و آله: اِنَّ اللهَ جَوادٌ وَ یُحِبُ الجَوادَ خدا جواد است و جواد را دوست دارد. در اینجا نکته ای هم عرض کنم که از این بیان رسول الله استفاده می شود که سالک الی الله در سلوک الی الله، راه را به صورت جامع پیش برود تا همه اسماء خدا در وجودش متجلی شود، و آرام آرام، آمادگی خلیفة اللهی را پیدا نماید، یکی از اسماء خدا اسم جواد است، اسم جواد، آن وقتی به اندازه خودش در وجود انسان متجلی می شود که، روش انسان، جود باشد و انسان، جواد باشد. باید در این مظهریت، فکر کنید که مسائل زیادی در آن، نهفته است.
این نکته را هم عرض کنیم که مرحله بالاتر از جود و سخا برای سالک، این است که اهل ایثار باشد، یعنی سالک الی الله، در مواردی که جای صرف مال و گذشتن از آنچه که دارد، می باشد، حتی اگر خودش هم احتیاج ضروری دارد، گذشت می کند، این کار از جود و سخا بالاتر است و ایثار نامیده می شود و این ایثار، از اوصاف معروف و از خصلتها و خصوصیات بارز شخص رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و ائمه اطهار سلام الله علیهم اجمعین و در ردیف بعدی، بندگان خوب خدا بوده است. ایثار رسول خدا خیلی معروف است، گاهی خودش گرسنه می ماند و آنچه که داشت را به دیگری می داد و دو سه روز، گرسنه می ماند و ائمه هم همین گونه بودند، با آنکه چیزهای زیادی به دستشان می آمد ولی در عین حال می بخشیدند و ایثار می کردند و این مرحله بالاتر از جود و سخا می باشد که آیه نهم سوره حشر در تعریف همین سالکین و بندگان خدا، می باشد و این آیه را زیاد شنیده اید؛ وَ یُوثِرُونَ عَلی اَنفُسِهِم وَلَو کانَ بِهِم خَصاصَه (الحشر9) این بندگان، ایثار می کنند و حتی آن چه که برای خودشان ضرورت دارد و به آن احتیاج دارند را در مواردی که مورد رضایت حق تعالی است، صرف می کنند و خودشان را به زحمت می اندازند. این یکی از جلوات هوا بود که نامش بخل بود و توضیح درباره آن تا اینجا کفایت می کند و باید سالک، کاملاً مراقب باشد تا اگر در خود، بخلی دید، با آن مبارزه کند و متصف به جود و سخا و حتی المقدور به ایثار نیز متصف باشد.
برچسبها: اخلاق اسلامی, 1, جلسه پنجم
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۴/۰۴/۱۳ساعت ۵:۵۸ ب.ظ  توسط امید علی منتی
|
|
|