بسم الله الرحمن الرحيم

 

 




سوال 1 : در جواب کساني که مي گويند: تمام کارهاي من خوب است و کار بد انجام نمي دهم مثلا تهمت و دروغ و غيره ... پس نياز به نماز خواندن نيست به جاي آن حرکات ورزشي بهتري مي کنم،  بايد گفت؟
پاسخ :درپاسخ به اين سوال توجه به چندامر حايز اهميت است:
الف) انـــجام وظــيفه
احكام دين اسلام، با تمام جزئيات خود، دستورهايى هستند كه خداوند براى بندگان مؤمن خود مقرر كرده است. از اينرو، انجام دادن اين احكام، وظيفه حتمى و قطعى مسلمانان است، و يك مسلمان مؤمن كسى است كه دستورهاى واجب‏الاجراى خداوند را، بدون چون و چرا انجام دهد، و درباره آنها دچار هيچگونه شك و ترديدى نشود،
ب) فلسفه وفوايد نماز
نمازعلاوه براين که انسان را ازگناه وخطا باز مي دارد، وسيله پرورش فضايل اخلاقي و تکامل معنوي انسان است ، چرا که انسان را از جهان محدود ماده و چهارديوار عالم طبيعت بيرون مي بردبه ملکوت آسمانها دعوت مي کندو با فرشتگان هم صدا و هم آواز مي سازد ، خود را بدون نياز به هيچ واسطه در برابر خدا مي بيند و با او به گفتگو مي نشيند، تکرار اين عمل در شبانه روز آن هم با تکيه روي صفات خدا ، رحمانيت و رحيميت و عظمت او مخصوصا با کمک گرفتن از سوره هاي مختلف قرآن بعدا از حمد که بهترين دعوت کننده به سوي نيکي ها و پاکي ها است اثر قابل ملاحظه اي در پرورش فضايل اخلاقي در وجود انسان دارد. لذا در حديثي از امام علي (ع) مي خوانيم که در فلسفه نماز فرمودند: نماز وسيله اي براي تقرب هر پرهيزگاري به خدا است. نماز به سايراعمال انسان ارزش و روح مي دهد چرا که نماز روح اخلاص را زنده مي کند؛ زيرا نماز مجموعه اي است از نيت خالص و گفتارپاک و اعمال خالصانه ، تکرار اين مجموع در شبانه روز بذر سايراعمال نيک را در جان انسان مي پاشد و روح اخلاص را تقويت مي کند لذا در حديثي معروف مي خوانيم که اميرمومنان علي (ع) در وصاياي خود بعد از آنکه فرق مبارکش با شمشير ابن ملجم جنايتکار شکافته شد فرمودند: خدارا ، خدا را، درباره نماز، چرا که ستون دين شماست.
مي دانيم هنگامي که عمود خيمه در هم بشکند يا سقوط بکند هرقدر طناب ها و ميخ هاي اطراف محکم باشد اثري ندارد ، همچنين هنگامي که ارتباط بندگان با خدا از طريق نماز از ميان برود اعمال ديگر خود را از دست مي دهد . در حديثي از امام صادق (ع) مي خوانيم: نخستين چيزي که در قيامت از بندگان حساب مي شود نماز است اگر مقبول افتد ساير اعمالشان قبول مي شود و اگر مردود شد ساير اعمال نيز مردود مي شود.
شايد دليل اين سخن آن باشد که نماز رمز ارتباط خلق با خالق است اگر بطور صحيح انجام گردد قصدقربت و اخلاص که وسيله قبولي ساير اعمال است در او زنده مي شود و گرنه بقيه اعمال او مشوب وآلوده مي گردد و از درجه اعتبار ساقط مي گردد.
ج) حافظ ايمان
حفظ ايمان بدون انجام واجبات ممکن نيست، چون ايمان مربوط به لفظ و ادعا نيست که کسي بگويد: من به خدا ايمان دارم و همان کافي باشد، بلکه از روايات استفاده مي شود يکي از اجزا و ارکان اساسي ايمان، عمل است. قران مجيد مي فرمايد: إليه يصعد الْکلم الطيب و العمل الصالح يرفعه؛ سخنان پاکيزه به سوي خدا بالا مي رود و کار شايسته به آن رفعت مي بخشد.(2) آية بالا نقش عمل را نسبت به ايمان روشن مي کند. همان طوري که گناه، ايمان را کمرنگ مي سازد، عمل صالح آن را تقويت مي نمايد. امام علي(ع) مي فرمايد: کسي که به دستور هاي الهي عمل کند، مؤمن است.(3) ادعاي ايمان بدون پاي بندي به دستور هاي الهي، گزاف و دروغ است. اگر فقط ايمان قلبي کافي بود، پيامبران و اولياي الهي که از همه مردم مؤمن تر به خدا بودند، نبايد عابدتر از ديگران باشند، در حالي که قرآن مجيد از تأکيد پيامبراني چون ابراهيم، موسي و عيسي(ع) بر نماز و اعمال عبادي ديگر خبر داده است. سِرّش آن است که نماز بهترين وسيله اي است که مي تواند روحية بندگي را در وجود انسان متجلي کند. هيچ يک از اعمال عبادي ديگر، ظرفيت هايي را که نماز در اين جهت دارد، دارا نيستند. اين که ادعا مي شود دل پاک است و نياز به عمل نيست، چيزي جز فريب شيطان و خود فريبي نيست. عمل صالح جزئي از ارکان ايمان و يا شرط لازم آن است و هر يک از ايمان و عمل در افزايش ديگري تأثير و نقش به سزا دارد. نماز عبادتي جامع است که مي تواند تمام وجود انسان (از جهات بدني و ظاهري گرفته تا جهات ذهني و قلبي و باطني) را در خدمت بندگي و پرستش قرار دهد. نيت خوب داشتن به تنهايي نمي تواند انسان را از انجام عبادت و نماز بي نياز کند. امام علي(ع) مي فرمايد: ايمان، گفتار با زبان است و عمل با اعضا.(4) در جايي ديگر اعتقاد قلبي را نيز به آن مي افزايد. خداوند در سورة انفال پس از آن که از ايمان در قلب سخن گفته، مي فرمايد: الذين يقيمون الصلوة و ممّا رزقناهم ينفقون اولئک هم المؤمنون حقاً...؛(5) آنان که نماز را اقامه کرده و از آن چه بدانان روزي داديم، در راه خدا انفاق مي کنند، مؤمن واقعي هستند. يعني ايمان واقعي و حقيقي، عمل را به همراه دارد. عمل فردي و عبادي و ارتباط با خدا و راز و نياز با او، نيز عمل اجتماعي و نيکي به ديگري و دستگيري از مستمندان و خدمت به خَلق. در غير اين صورت ايمان واقعي و حقيقي نخواهد بود. از طرف ديگر ايمان در هر مرتبه اي که باشد، قابل رشد است و مؤمن نبايد به مرتبة پايين قانع باشد. يکي از عوامل تقويت ايمان، انجام واجبات به ويژه نمازهاي واجب است. نکتة ديگر آن است که نماز يک نياز است، صرف نظر از اين که تکليف الهي و شرعي است. به قول مولوي نماز حديث درد فراق و جدايي گفتن است. از اين نماز غرض آن بود که من با تو حـديث درد فـراق تـو بـاز بگـذارم با نماز و نيايش انسان به اصل خويش نزديک مي شود و احساس تنهايي و بي کسي نمي کند و از پريشاني و اضطراب خارج مي گردد و به ساحل امن و آرامش مي رسد. قرآن مجيد نماز را مظهر ذکر(6) و ذکر را آرام بخش دل ها مي داند.(7) پي نوشت ها: 1. محمد تقي مصباح يزدي، به سوي او، ص 121.2. فاطر (35) آية 10.3. الکافي، ج 2، ص 38.4. غررالحکم، ج 2، ص 405.5. انفال (9) آية 4 - 5.6. طه (20) آية 14.7. رعد (13) آية 28.
علاوه بران چه که ذکر شد نماز داراي آثارواهداف مهم تربيتي- اجتماعي است که به برخي از آن ها اشاره مي شود
1 - نـمـاز موجب ياد خداست: ياد خدا بهترين وسيله براى خويشتن دارى و كنترل غرايز سركش و جلوگيرى از روح طغيان است . نمازگزار همواره به ياد خدا مى باشد , خدايى كه از تمام كارهاى كوچك وبزرگ ما آگاه است , خدايى كه از آنچه در زواياى روان ما وجود دارد و يا ازانديشه ما مى گذرد , مطلع و با خبر است و كـمـترين اثر ياد خدا اين است كه به خودكامگى انسان و هوسهاى وى اعتدال مى بخشد , چنان كه غـفلت از ياد خدا و بى خبرى از پاداشها و كيفرهاى او , موجب تيرگى عقل و خرد و كم فروغى آن مى شود . انـسـان غـافـل از خـدا در عـاقبت اعمال و كردار خود نمى انديشد و براى ارضاى تمايلات و غرايز سـركـش خـود حد و مرزى را نمى شناسد و اين نماز است كه او را در شبانه روزپنج بار به ياد خدا مى اندازد و تيرگى غفلت را از روح و روانش پاك مى سازد . به راستى , انسان كه پايه حكومت غرايز در كانون وجود او مستحكم است , بهترين راه براى كنترل غرايز و خواستهاى مرز نشناس او همان ياد خدا , ياد كيفرهاى خطاكاران و حسابهاى دقيق و اشتباه ناپذير آن مى باشد . از اين نظر قرآن يكى ازاسرار نماز را ياد خدا معرفى مى كند : اقم الصلوه لذكرى نماز را براى ياد مـن بـپـا دار(1)بنابراين يکي از اهداف نماز ياد و ذکر خدااست؛ زيرا انسان موجود فراموش کاري است. بنابراين هر چند ساعت يک بار، با خواندن نماز خداي سبحان را ياد کرده و متذکر وجود لايتناهي او مي شود.وقتي انسان متذکر خدا بود و خدا را مراقب خويش ديد قهرا از انجام گناه و منکرات شرم و حيا مي کند
2- دورى از گناه: نمازگزار ناچار است كه براى صحت و قبولى نماز خود از بسيارى از گناهان اجتناب ورزد ; مثلا , يكى از شرايط نماز مشروع بودن و مباح بودن تمام وسايلى اسـت كـه در آن بـه كار مى رود , مانند آب وضو و غسل , جامه اى كه با آن نمازمى گزارد و مكان نـمـازگـزار , اين موضوع سبب مى شود كه گرد حرام نرود و در كار وكسب خود از هر نوع حرام اجـتـناب نمايد ; زيرا بسيار مشكل است كه يك فرد تنها درامور مربوط به نماز به حلال بودن آنها مقيد شود و در موارد ديگر بى پروا باشد . گويا آيه زير به همين نكته اشاره مى كند و مى فرمايد: «ان الصلوه تنهى عن الفحشاء و المنكر؛ كه نماز ( انسان را ) از زشتيها و گناه باز مى دارد».(2) بـالاخـص اگـر نـمـازگـزار مـتوجه باشد كه شرط قبولى نماز در پيشگاه خداوند اين است كـه نـمـازگـزار زكـات و حـقوق مستمندان را بپردازد ; غيبت نكند ; از تكبر و حسد بپرهيزد ; از مـشـروبات الكلى اجتناب نمايد و با حضور قلب و توجه و نيت پاك به درگاه خدا رو آورد و به اين ترتيب نمازگزار حقيقى ناگزير است تمام اين امور رارعايت كند. روى هـمـيـن جـهات , پيامبر گرامى ما صلى اللّه عليه و آله و سلم مى فرمايد : نماز چون نهر آب صافى است كه انسان خود را در آن شست وشو مى دهد ;اگر كسى در شبانه روز پنج مرتبه خود را با آب پاك شست وشو دهد , هرگز بدن اوآلوده و كثيف نمى شود . هـمچنين كسى كه در شبانه روز پنج مرتبه نماز بخواند و قلب خود را در اين چشمه صاف معنوى شست وشو دهد , هرگز آلودگى گناه بر دل و جان اونمى نشيند.
3- نـظافت و بهداشت: از آنجا كه نمازگزار در برخى از مواقع همه بدن را بايد به عنوان غسل بشويد و معمولا در شبانه روز چند بار وضو بگيرد و پيش از غسل ووضو تمام بدن خود را از هر نوع كثافت و آلودگى پاك سازد ; ناچار يك فرد تميز ونظيف خواهد بود . از اين نظر نماز به بهداشت و موضوع نظافت كه يك امر حياتى است كمك مى كند.
4- انـضـباط و وقت شناسى : نمازهاى اسلامى هر كدام براى خود وقت مخصوص و معينى دارد و فرد نمازگزار بايد نمازهاى خود را در آن اوقات بخواند , لذا اين عبادت اسلامى به انضباط و وقت شناسى كمك موثرى مى كند . بالاخص كه نمازگزار بايد براى اداى فريضه صبح پيش از طلوع آفتاب از خواب برخيزد , طبعا يك چـنـيـن فـردى گـذشـته از اين كه از هواى پاك و نسيم صبحگاهان استفاده مى نمايد , به موقع فعاليتهاى مثبت زندگى را آغاز مى كند .
آثار فردى و تربيتى نماز به آنچه كه گفته شد منحصر نيست ; ولى اين نمونه مى تواند نشانه اسرار بزرگ اين عبادت بزرگ اسلامى باشد .
اسرار اجتماعى نماز
نماز در اوقات معين نمودارى از وحدت و يگانگى ملت بزرگ اسلام است ; زيرا هـمـه مـسـلـمـانـهـا در وقـتـهاى مخصوصى رو به قبله ايستاده و با آداب خاصى خداوند جهان رامـى پـرستند , اين خود نمونه بزرگى از اتحاد و يگانگى ملتى است كه اسلام همه را به وسيله آن عبادت متحد و متشكل نموده است . هـرگاه اين نمازها به صورت جماعت برگزار گردد , روح وحدت و اتحاد و مساوات وبرابرى , از صـفهاى منظم و فشرده نمازگزاران نمايان خواهد بود و اهميت اين اتحادو يگانگى معنوى نيازى به توضيح ندارد . ويل دورانت مى‏نويسد: بر هيچ انسان منصفى پوشيده نيست كه شركت مسلمان‏ها در نمازهاى جماعت روزانه چه اثر خوبى در وحدت و تشكّل آنها دارد. با كمى دقت مى‏توان دريافت كه در سايه همين جماعت‏ها و جمعه‏هاست كه انسجام و اتحادى در اقشار مختلف ايجاد مى‏شود و در سايه آن بركات و ارزش‏هايى وجود دارد. از كارهاى عمرانى يك منطقه گرفته تا راه حل ساير مشكلات افراد و جامعه گـرچـه اسـرار و فـوايـد اجتماعى و تربيتى نماز منحصر به اينها نيست , ولى همين قدر روشنگر عظمت و اسرار خطير اين فريضه الهى مى باشد. راز ديگرى كه در نماز نهفته است تشكيل جماعت‏هاست. .
نماز کانون تربيت
اسلام و قرآن داراى سيستمى ترتيبى جهت نيل آدمى به مراتب كمال است كه از جمله آنها اقامه نماز مى‏باشد. محور تربيت و تعالى انسان در مكتب اسلام، با توجه به خداوند و در نظر گرفتن موقعيت او و نيز جايگاه خود انسان ميسّر است. اين توجه با نماز حاصل مى‏شود. نماز و نه هيچ عبادت ديگرى، براى خداوند سودى به همراه ندارد و اگر هيچ كس در تمامى هستى سر بر آستان او نسايد، بر دامن كبريايى او گردى نمى‏نشيند. ولى غفلت انسان از خداوند، زمينه سقوط وى به پست‏ترين درجات را فراهم مى‏كند. حال آن كه ياد خداوند او را بر طريق مستقيم نگاه مى‏دارد و در طوفان حوادث زندگى و فراز و نشيب آن دست او را مى‏گيرد.
اگر بخواهيم نقش نماز را در طول زندگى به چيزى تشبيه كنيم، بايد بگوييم: نماز همانند چراغ‏هايى نورانى در مسيرى تاريك و ظلمانى و پيچ در پيچ است كه انسان را به پيمودن راه اصلى و منحرف نگشتن و اسير غول بيابان نشدن دعوت مى‏كند. اين چراغ‏ها بايد همواره روشن باشد وگرنه آدمى ممكن است در مرحله‏اى به بيغوله‏اى بيفتد و چه بسا بازگشت از آن ميسر نباشد. فلسفه اصلى نماز و ديگر عبادات همين است. بدون نماز و عبادت انسان تربيت نمى‏شود و توان لازم را براى پيمودن راه كمال نمى‏يابد.
عبوديت وخضوع درپيشگاه خداوند
هدف ديگر نماز عبوديت و خشوع و خضوع در پيشگاه مقام ربوبيت است. به طور مؤدب ايستادن، رکوع کردن، جبين به خاک ساييدن، سجده و همه نشانه‏هاى خضوع است. و اين حقى است از خداى سبحان كه هر انسانى موظف به اداى آن است. توجه داشته باشيد كه همين خشوع و خضوع، به تدريج در روح و جان ما اثر گذاشته و انسان را در برابر ساير افراد متواضع مى‏كند. امام على(ع) مى‏فرمايد: «ومن تعفير عتاق الوجوه بالتراب تواضعا ؛ خداى سبحان نماز را مقرر داشت تا پيشانى از روى تواضع به خاك ماليده شود» ، (نهج‏البلاغه). حضرت فاطمه(س) نيز مى‏فرمايد: «جعل اللّه‏ الصلاة تنزيها لكم من الكبر ؛ خداوند نماز را مقرّر داشت تا دامن انسان را از كبر و منيّت پاك گرداند».
آنچه ذكر شد بيانگر اين حقيقت است كه به هر حال يكى از اهداف نماز، پاك و منزه ساختن روح انسان از كبر و منيت است؛ همچنان كه نماز بازدارنده انسان از لغزش‏ها و گناهان است. نماز در ساحت روح انسان، همان نقشى را ايفا مى‏كند كه نرمش و ورزش در ساحت جسم انسان ايفا مى‏نمايد. اگر كسى ورزش رابراى مدت طولانى ترك كند، كم‏كم بدنش دچار يك نوع سستى و كسالت مى‏شود و چه بسا سلامت خود را از دست بدهد. بنابر اين انسان بايد روزانه يا لااقل هفته‏اى چند ساعت، به راهپيمايى و ورزش بپرازد تا به تدريج جسم را سلامت و شاداب سازد. روح انسان نيز چنين نيازى دارد، بايد هر روز اين نيايش و سرود مذهبى و اسلامى تكرار گردد تا به تدريج سلامت و شادابى روح انسان در سايه ياد حق احراز گردد
پي نوشت
1 - سوره طه , آيه 14 .
2 - سوره عنكبوت , آيه 45 . به نقل از سايت تبيان
براي مطالعه بيشتر در اين زمينه ر . ك :
1- اسرار نمازشهيد ثاني , ترجمه : مهدي پور
2- اسرار الصلاه ميرزا جواد ملكي تبريزي
3- آداب نمازامام خميني
4- پرتوي از اسرار نمازمحسن قرائتي
5.پاسخ به پرسشهاى مذهبى، مكارم شيرازى - ناصر و جعفر سبحانى

 

 

+ نوشته شده در  جمعه ۱۳۹۰/۱۰/۰۲ساعت ۱۰:۰ ب.ظ  توسط امید علی منتی  | 
ميان فضايل و خلقيات مثبتي كه بايد اساتيد معارف اسلامي، به آن آراسته باشند، پنج فضيلت اخلاقي از ساير فضائل، با اهميت‌تر و جذاب‌تر است:

اول: تواضع و فروتني؛ و اينكه دانشجويان، احساس فاصله و تفاوت رفتاري با استاد نداشته باشند.

 دوم: انصاف و حقيقت‌طلبي در بحث‌ها و مذاكرات علمي و ساير رفتارها و گفتارها.

 سوم: مهرباني، حسن خلق و محبت و نرمي در رفتار و پرهيز از خشونت، بدخلقي و سخت‌گيري. چهارم: صداقت و پرهيز از هرگونه تزوير و ريا و دو رويي و ظاهر سازي.

 پنجم: نيك خواهي و خيرخواهي و پرهيز از بد دلي و بدگماني و سوء ظن.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۱۳۹۰/۱۰/۰۱ساعت ۱۰:۳۵ ق.ظ  توسط امید علی منتی  |